واگویه

روزهای بعد از این

واگویه

روزهای بعد از این

دردسرهای گربه ی تاکسیدو

سلام.

سیاه و همکلاسی نشسته اند روبه‌روی من و در حال بازی با یک عدد گردو هستند. جناب سیاه خان عاشق ایجاد سر و صداست.

این چند روز، سیاه جان نگذاشت بخوابیم. اولش توی سالن جلوی درب ورودی میپرید و میخواست چشمی در رو با دست بگیره، هرچقدر میگفتم نکن، فایده ای نداشت. شب اول صدای گرومپ گرومپ پریدنش نگذاشت بخوابیم. شب دوم دو تا بالشت جلوی در گذاشتم که از پریدنش همسایه های طبقه پایین اذیت نشن، ما هم درب اتاق خواب رو بستیم. بعدش بدتر شد، شب های بعد  یادگرفته بود می‌پرید روی میز توالت و از اونجا می‌رفت بالای کمد. جایی که کنارش سیم دیوارکوب بود که وصل نکرده بودیم. بعد هی سیم رو می‌کشید و دندون میزد. منم از ترس این‌که الان برق میگیردش می‌پریدم روی تخت و با هزار زحمت میکشیدمش پایین. بعد میبردمش بیرون اتاق و در اتاق رو می‌بستم. میومد پشت در اتاق و میومیو می‌کرد اونقدر که خسته می‌شدیم و در اتاق را باز میکردیم. بعد همینکه خوابمون می‌برد دوباره می‌پرید بالای کمد و ....

دیروز عصر رفتیم بیرون تا یه دیوارکوب بخریم. از قیمت‌ها نگم براتون. یه چیز خیلی معمولی به همکلاسی نشون دادم، گفت مشابه این رو خونه داریم. گفتم پس بریم همونو وصل کن تا سر فرصت چیزی که می‌خواهیم رو پیدا کنیم. این شد که برگشتیم خونه و یکساعت مشغول نصب دیوارکوب بودیم. 

قشنگ و سیاه هم ‌نشسته بودند کنارمون و با دقت نگاهمون میکردند که یه وقت اشتباه نکنیم. 

در نهایت سیاه دیشب دوبار اومد بالای کمد.  از اونجایی که  هی به در بسته می‌خورد شروع می‌کرد به غر زدن.

نظرات 4 + ارسال نظر
نوشین شنبه 27 بهمن 1403 ساعت 11:13

رافائل جان من اشتباهی به یکی از کامنتها لایک دادم- ولی تصورم این بود به پاسخت لایک دادم.
موجودات دوست داشتنی . جفتشون رو بچلون - الان وقت آتیش سوزوندن سیاه جانه.
سیاه جان ما (سندی) با اینکه بزرگتره از سیمبا ولیکن بازیگوش تره.
دقیقا این وروجکای تمیز دقیقا صبر میکنند من خاکشون رو که تمیز کردم لطفا میکنند میرن دوباره تو خاک تمیز دستشویی میکنند
الهی همیشه شاد و سلامت باشند در کنار شما .

آره واقعا. همینکه خاکشان رو تمیز میکنی، بدو بدو میرن دستشویی، تازه پسرای من که وسواس دارند اگر خاکشان کثیف باشه، میان صدام میزنند که بدو تمیزش کن.
ممنون عزیزم.

رزا دوشنبه 22 بهمن 1403 ساعت 17:37

هر چی قشنگ آقا و جنتلمنه این یکی وزه و شره خوبه که راجع بهش می نویسی. حداقل من در تصمیماتم تجدید نظر کنم!

البته من از اول میدونستم که گربه ها زیر یکسال نگهدارتون خیلی سخته، چون خیلی شیطون هستند، برا همین قشنگ جان رو وقتی یکسال و نیمه بود آوردیم پیش خودمون، ولی سیاه حتی یک ماهه هم نبود. البته که حواست باشه شیطون ترین گربه ها تاکسیدوها هستند.

لیدا دوشنبه 22 بهمن 1403 ساعت 02:38

چی بگم والا،گربه ،اونم دوتا ،تو خونه،نذاره هم شب بخوابی،دستشویی که میکنن رو خاک،بعدا همه جای خونه هم میرن حتما،رو تخت خواب،رو مبل

بله، رو تخت و رو مبل و روی لباس ها و همه جا.
فکر کنم در دین اسلام گفته شده اگر آب نبود با خاک تیمم کنید، یعنی خاک میتونه آلودگی ها رو پاک کنه، در ضمن گربه ها حیوانات بسیار بسیار تمیز و وسواسی هستند، من حاضرم با چندتا گ به توی یه خونه زندگی کنم ولی با بعضی آدم ها همخونه نشم که هیچ، توی یه ماشین هم نشینم.

ربولی حسن کور یکشنبه 21 بهمن 1403 ساعت 09:21 http://rezasr2.blogsky.com

سلام
واقعا خسته نباشید
انگار دردسرهای بچه های شما از بچه های ما بیشتره!

سلام.
بچه های شما از آب و گل دراومدند، بچه کوچیکه ی من هنوز شش ماه و نیمه است.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد